فصل دلتنگی

اشعار و نوشته های امیر محمد امیری

فصل دلتنگی

اشعار و نوشته های امیر محمد امیری

فصل دلتنگی

:::::::::: امـیـــــر محمدِ امـیـــــریِ امـیـــــرکُلایـــــی :::::::::

****
و اما درباره این منِ کمترین همین بس که:
"شعرِ من تصویرِ گویای من است"
و اینجا مجله تصویریِ دست نوشته هایم...
و یا شاید جایی است که سکوت میخواهد
"من "را و یا شاید "ما"را
فریاد بزند!
هرآنکه بخواهد؛میتواند فریاد مرا نقد کند
و اینجا،
سکوتِ خودش را فریاد بزند!

و تو....
و تو ای دوست؛
می ســرایم تو را تا غزل شوی
در می و ساغر و باده حل شوی

و بخاطر تو زنده ام همچنانکه؛
تا هوای ترا من نفس میکشم
می سرایم ترا تا نفس میکشم

****
<< کپی با ذکر منبع بلا مانع است >>

۴ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است


ای سردار


ایرانیِ بی باک، فداکار و با تربیت است. سقراط

::ای سردار::

.
دیرگاهیست که خواهان توام ای سردار
چاکرِِ  لشگر و گردانِ تو ام ای سردار
بی تو این خاک نبود معدنِ آسایش وصلح
دستِ خالیست به دامان تو ام ای سردار
خاکببوسِ قدم و خاکِ کفِ پوتینت
چفیه ی روی گریبان تو ام ای سردار
من مریدی ز مریدان ابر مرد سترگ
زیره ها خورده ز کرمان تو ام ای سردار
غربتِ تربتِ سقا ز چه گریانت کرد؟
نوکرِ ساقیِ عطشانِ تو ام ای سردار
دیدی آن خامشیِ مقبره زهرا را؟
چه توان کرد؟به فرمانِ تو ام ای سردار
همدلِ باقری و باکری و همت و صدر
مخلصِ پیرِ غلامانِ تو ام ای سردار
زیره ها خورده ز کرمان و اگر مازنی ام
خاکِ دروازه ی کرمان تو ام  ای سردار
بنده ی حقم و قربان کسی هم نروم
لیک قربانِ تو قربانِ تو ام  ای سردار
::
چو علی سایهء رفعت به شباهنگامی
عاشقِ آن رخ پنهانِ تو ام ای سردار

::

دینِ من نیست زغرب و زشرق و ز عرب
مسلمِ شیعه ی ایران تو ام ای سردار
تو همانی که ترا غرب خطرناکت خواند
دشمنِ خونی عُدوان تو ام ای سردار
دلِ من همچو دلت در گروءِ مؤلا رفت
پاره ای از دل بریان  توام ای سردار
گیسوانی است مرا مست و پریشان توشد
تاری از زلف پریشانِ تو ام ای سردار
هست پیر تو علی و لشگرت قدسی نام
قدسیِ طالبِ کنعانِ تو ام ای سردار
::
چو منم مادحِ مدحِ علی و آل علی
عمریست که ثناخوانِ تو ام ای سردار
من بسیجی پسرِ مازنیِ کربُبلا
پورِ پرورده ی دامان تو ام ای سردار
طالب قدسم و از سعیِ تو دل خوش کردم
شاکر سعیِ فراوانِ تو ام ای سردار

.......

{تقدیم به سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی و یارانش بابت پاسداری از مرزهای ایران عزیز}

____امیــــــر محمــــــدِ امیــــــری____

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۲
امیر محمد امیری


::اللهم اخرجنا من ظلمات الوهم::
:: تشیع لندنی ::

.
هان ای صادقِ حسینیِ شیرازی
آلوده به افراط مکن جوِّ جهان را
هرچند که هرکس که بدِ خوب بگوید
حاجت به بیان نیست آن جرم عیان را
شد بی ادبی رونق بازار تو و بی ادبانت
برخیز و خاموش کن آن بی ادبان را
من شکوه به آن صادق اصلی برم الان
او مرد حکیم و سره ای بود جهان را
آن جدِّ تو آیا به تو فرمود که گویی ؟
آن گفته که آزرده کند پیر و جوان را
آن شاعرِ"ناصر"،"علوی"گفت چه زیبا
که "از گفته ناخوب نگهدار زبان را"
زان درس که تو از شَرَر فتنه گرفتی
گمراه نمودی همه ی خوب و بدان را
مردم همگی عایلۀ خوانِ حسینند
کس از چه برد منّت بهمان و فلان را؟

اسلام مرا گفت کز افراط و تفریط
وز بیش و کم دَهر بگیر حدِّ میان را

گرتو بپسندی قمه و تیغ و سنان را
شمشیر بدست گیرو بزن فرق و جَنان را
شمشیر بدست گیر بگو "لعنت بر صلح"
در جنگ بخواهم همه ابنای زمان را
ای کاش که این حال بسی دیر نپاید
و احوال بگردد و ببینی تو نهان را
از بخت نکویت چو من آن روز نبودم
والله ز مَنَش بود دوصد مُشت دهان را


.............
( تقدیم فرقه ضاله شیرازی ها،تشیع لندنی،اسلام آمریکایی و همه ی افراط گرایان عالم )
.
_____امیـــر محمـــد امیـــری_____
آبان 93

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۱۲
امیر محمد امیری



:: به نام خدا ::

.

"گزینه های روی میز"

.
ای صاحبِ هرچیزها ، آنجا به روی میزها
خیرست گرچه خوابِ مست،رَسَد بگوش تیزها

داری فزون تر عیبها ،چشم بسته گفتی غیبها
بی وقفه پشتِ میزها،وای از همه ناچیز ها

انواع و اقسامِ بشر،دیدم ولی این نوعِ نر
حامی اسرائیلِ شَر، جانها همه لبریزها

از نقصِ احقاقِ بشر،چندیست گفتی یاوه ها
خوابی ندیدی پاوه ها؟برخیز ازین برخیزها

ای تو حریف رو سیا،بشنو تو این مصراعِ من
در راه تیمارِ وطن،تب کرده اند تبریز ها

در پشت درهای ژنو،رسانه ها اندر شگفت
آغاز این جنگِ ظریف،لبخند برین بی چیزها

گفتی ز اورشلیمِ نو،افزون جسارتهای تو
پاسخ به شیطانِ بزرگ،سنگها درشت و ریز ها

کم تو جسارت کرده ای،اندر امیدِ پوچ خود؟
امیّد مارا یاد کن، اِخوان و دل انگیزها

در پشت آن کاخِ سپید،پنهان آن خوی سیاه
جمع است جمعِ کرکسان،جلادها خونریزها

ما محورِ شِرارتیم ؟ یا مهدِ با نِزاکتیم ؟
ما خود ادب را شهره در،پاریس ها،پاریزها

ما با سکوت و شعرِ خود،کر کرده ایم گوشِ جهان
ای "شال" خوشخوابِ زمان،برخیز ازین برخیزها

اندر جهانِ زردها،ای سبز و سبز گستر بیا
ای منجیِ"الف و میم" داد از همه پاییز ها
.

____امیـــرمحــمّدِ امیـــری___
{خطاب به آقای باراک اوباما و گزینه های روی میزش-آبان 1392}
------------------------------------------
شال=معادل مازندرانی شغال
پاوه=منطقه ای جنگ زده در کردستان
ظریف=محمد جواد ظریف، اشاره به مذاکرات هسته ای
اورشلیمِ نو=رویای نژاد پرستانه اورشلیم=اسراییلِ نو>جسارتِ امید،نوشته اوباما
جسارت-امید=کتاب جسارتِ امید،نوشته باراک اوباما
امیّد-اخوان=م.امید=مهدی اخوان ِثالث،شاعر مبارز علیه رژیم طاغوت
پاریس-پاریز=مجاز از کل جهان=اشاره به "از پاریز تا پاریس"نوشته زنده یاد دکتر باستانی پاریزی
الف و میم=الف.م.تیـــرداد=تخلص شاعر است



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۰۰
امیر محمد امیری

او...

.

::آنجا که یاران میروند ...::

.
آنجا که یاران میروند، ماغم گساران می رویم

تا  آسمان  آبی  و  دلهای  یاران  می رویم

.

دلهای  ما را همرهان  مانند خود   آبی   کنید

در این کویر تشنه کام ما سمت باران می رویم

.

دلها اگر  آبی نشد ، مانند گل   سرخش   کنید

تا دشت لاله چون دوان، دیوانه واران میرویم

.

با دست های  لاله ها ، ایــران مــا آباد شد

توران اگر جنت شود ما سمت ایران میرویم

.

آنجا که یاران میدمند ، هردم به هر معبر دمی

با آن صدای  آشنا ، با  یاد  جانان   میرویم

.

از یاد یاران شهید ،دل چند خون است و وحید

با عطر و بوی لاله ها ماهم به میدان میرویم

.

دشمن اگر ناقوس را آهنگ جنگش  سر دهد

با بیرق سرخ آمدیم‌ ، چون سربداران میرویم

.

آنجا که یاران میروند ، با ناز و شادان میرویم

این کوله بار انداختیم،این بار  عریان  میرویم  

.

____امیــــر محمـــــد امیــــری____

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۰۶
امیر محمد امیری