فصل دلتنگی

اشعار و نوشته های امیر محمد امیری

فصل دلتنگی

اشعار و نوشته های امیر محمد امیری

فصل دلتنگی

:::::::::: امـیـــــر محمدِ امـیـــــریِ امـیـــــرکُلایـــــی :::::::::

****
و اما درباره این منِ کمترین همین بس که:
"شعرِ من تصویرِ گویای من است"
و اینجا مجله تصویریِ دست نوشته هایم...
و یا شاید جایی است که سکوت میخواهد
"من "را و یا شاید "ما"را
فریاد بزند!
هرآنکه بخواهد؛میتواند فریاد مرا نقد کند
و اینجا،
سکوتِ خودش را فریاد بزند!

و تو....
و تو ای دوست؛
می ســرایم تو را تا غزل شوی
در می و ساغر و باده حل شوی

و بخاطر تو زنده ام همچنانکه؛
تا هوای ترا من نفس میکشم
می سرایم ترا تا نفس میکشم

****
<< کپی با ذکر منبع بلا مانع است >>

خیابونِ اصلیِ شهر

يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۰۴ ب.ظ

فصل دلتنگی

                                   

  ___به نام خدای بی خانمان ها___

        ::  

یک پرسه که ترانه شد...     

خیابونه ولیِ عصر صدای مارو میشنوی؟

صدایِ زخمیِ شبِ کارتون خوابا رو میشنوی؟

 خیابونه اصلیِ شهر شبای دلگیری داره

تو قلبِ سنگیِ خودش، زمستونِ پیری داره

::

تو کوچه پس کوچه ی اون

روزا پر از شلوغیه

نمیدونم که چی بگم

شاید شباش دروغیه؟

 

آینده ی مبهمِ اون

نمیدونم که چی میشه

شاهدِ اصلیِ غمش

چنارای کناریشه

 

روزای رنگارنگِ شهر

ماشینای مدل بالا

خورشید که رفت چیزی نپرس

فقط بخواب لالا لالا

 

روزای رنگارنگِ شهر

پر از خوابِ خیالیه

خبر نداره از شباش

نمی دونه چه حالیه

 

تصویرِ یک چنارِ پیر

صدای خاموشِ تبر

آهای آهای تاکسی بیا

منو ازین وادی ببر

 

خیابونه ولیِ عصر صدای مارو میشنوی؟

صدایِ زخمیِ شبِ ،کارتون خوابا رو میشنوی؟

 خیابونه اصلیِ شهر شبای دلگیری داره

تو قلبِ سنگیِ خودش، زمستونِ پیری داره

 

وقتی سرنگِ خالی رو

پیاده روش قدم میزد

از احتیاج به چند سی سی

هوای تازه دم میزد

 

یه ویولن نوازِ پیر

دیدم چشاش کور و سیاس

توی کاسش یه چیزی داشت

یه حنجره از التماس

 

تو دستِ یک بچه ی کار

میشه شکوفه هارو دید

با چند تا اسکناس میشه

گلای لبخندشو چید؟؟

 

بگو کدوم ترانه تا

برابری راهه بگو

بگو که کی تو این خزون

همدمه و همراهه بگو

 

خیابونه اصلیِ شهر

وظیفتو خوب بلدی

که چجوری سکوت کنی

جوابِ ماهارو ندی

 

خیابونه ولیِ عصر صدای مارو میشنوی؟

صدایِ زخمیِ شبِ کارتون خوابا رو میشنوی؟

 خیابونه اصلیِ شهر شبای دلگیری داره

تو قلبِ سنگیِ خودش، زمستونِ پیری داره


  :::: امیر محمد امیری ::::

نظرات  (۸)

۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۲۰ ترک اعتیاد ترک اعتیاد
موفق باشید
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۲۲ امیر محمد امیری
سپاس فراوان دوست عزیز...
زندگی دو نیمه است : نیمه اول در انتظار نیمه دوم و نیمه دوم در حسرت نیمه اول.
۰۹ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۲۱ امیر محمد امیری
زیبا بود...
ممنون بابت حضورتون دوست گرامی
۱۳ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۰۳ سارا کاشانی
قشنگ بود
۱۳ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۳۸ امیر محمد امیری
سپاس دوست گرامی
چقدر تلخ!!.     ..
۲۹ شهریور ۹۴ ، ۰۲:۲۱ امیر محمد امیری
حقیقته حقیقتم تلخه متاسفانه :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی