فصل دلتنگی

اشعار و نوشته های امیر محمد امیری

فصل دلتنگی

اشعار و نوشته های امیر محمد امیری

فصل دلتنگی

:::::::::: امـیـــــر محمدِ امـیـــــریِ امـیـــــرکُلایـــــی :::::::::

****
و اما درباره این منِ کمترین همین بس که:
"شعرِ من تصویرِ گویای من است"
و اینجا مجله تصویریِ دست نوشته هایم...
و یا شاید جایی است که سکوت میخواهد
"من "را و یا شاید "ما"را
فریاد بزند!
هرآنکه بخواهد؛میتواند فریاد مرا نقد کند
و اینجا،
سکوتِ خودش را فریاد بزند!

و تو....
و تو ای دوست؛
می ســرایم تو را تا غزل شوی
در می و ساغر و باده حل شوی

و بخاطر تو زنده ام همچنانکه؛
تا هوای ترا من نفس میکشم
می سرایم ترا تا نفس میکشم

****
<< کپی با ذکر منبع بلا مانع است >>

گهگاهی صدای گرگ می آید

دوشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۳، ۰۶:۵۴ ب.ظ

.

:: به نام خدا :: 

.
گهگاهی صدای گرگ می آید....

.

گهگاهی صدای گرگ می آید
شب ها
ماوای تنهای منند
من گرگم
باد سرد از جنگل چه سترگ می آید
در پشت تپه ، روبه روی صخره
گهگاهی صدای گرگ می آید
انسان را انگار،
دشمن ماوا هاست.
این ها همه دنیای منند،
تپه ها دیگر نیست
صخره ها هم تنها.
طعمه ای را دیدم،رهسپار است آرام
گهگاهی با گام های بزرگ می آید.
طعمه شد نزدیک تر، زوزه ها پی در پی
خدایا ! این رسمش نیست
انسان را میگویم
اندک جایی داشتم ، ماوایی داشتم
اینک طعمه ی طعمه شدم
شکار شکار.
دوستان آمدند اما
دیر بود انگار.
صدای تفنگ و چخ چخ فرار،
فرار شکار.
هوا سوزناک بود و زوزه ی یاران،
پایان  پایان.
چشم هایم را بستم
زوزه ای سر دادم
کرکسی گفت آرام،خنده ای بر منقار
گهگاهی صدای گرگ می آید...

.
.
____امیر محمد امیری____

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۱۱/۱۳
امیر محمد امیری

امیرمحمد امیری

شعر نو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی